سيد احمد على خسروى

24

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

زخم جاى داغ تا چهل روز تمام نشده خوب نشود و اگر زخم رو به بهبودى رفت بايد قدرى نمك با آب دهن يا با مغز حرام مخلوط كرده بگذارند تا زخم شود . در ورم پردهاى چشم است : اين ورمها اگر در پرده ملتحمه شد شناخته مىشود به برآمدگى در پرده ملتحمه و اگر در ساير پردهاى چشم شد شناخته مىشود . نه جحوظ « 1 » عين يعنى برآمدگى و بزرگى چشم و درد بسيار در چنين حال بايد زلو در پشت گوش بيندازند و بريزند در چشم لعاب اسفرزه و برء الساعه ذكر شده و ترسيب « 2 » مواد كنند از طرف اعلاى چشم به طرف اسفل بمنضج بارد و مسهل فلوس مذكور و مكرر كنند و درصورتىكه ورم بزرگ باشد ناچار است مريض از رگ زدن از رگ قيفال و تبريد مزاج كنند به آب ميوه‌هاى تر مزاج مثل آب آلو و آب انار و غيره و بريزند در عين و بمالند و بگذارند بالاى چشم دواهاى رادع تا ورم متدرجا به حال اول برگردد . در ذكر رادع است . رادع چيزى را گويند كه سرد مىكند عضو را و كثيف مىكند و مانع مىشود از نفوذ چيزى در آن عضو و اين رادع ممكن است مايع و آبكى باشد مثل آب گشنيز تر و كافور و ممكن است غليظ و ضخيم باشد و اين را لواشك گويند پس اگر گل خطمى و اسفرزه و بنفشه و جو و عدس را بكوبند با شير بجوشانند بالاى تنظيف و دستمال بكشند و بالاى عضو مريض بيندازند ردع و منع مواد مىكند از آن عضو و هر چيزى كه اين فائده داشته باشد رادعش گويند . در عشا و جهر است . عشا مرض شبكوريست و اين مرض از بخارات غليظه است كه در سر ظاهر مىگردد و روح بصر را كثيف و كدر نموده باعث زائد لذا در تاريكى از ديدن باز خواهد ماند و علاج اين استفراغ رطوبات مولّدهء اين بخارات است

--> ( 1 ) استخوان كاسه سر در طرف فوقانيش ( 2 ) به طرف پائين آوردن ( رسوب )